محمد تقي جعفري
414
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كه بايستى انسان هر روز به خدمت وبندگى خود بيافزايد . درست دقت كن : اگر به تو مىگفتند : تو هر چه كه بخواهى همان خواهد شد ، با احساس اين سلطه و اختيار بىنهايت ، تو به تنبلى وبىهودگى وبىكارى مىگراييدى ، اما وقتى كه گفته مىشود : آن چه كه خواهد شد معلول مشيت خداوندى است و حكم مطلق وجاودان از آن او است ، تو از صميم قلب تحريك مىشوى وپيرامون بندگى او مىگردى ، زيرا مىدانى كه براى رسيدن به هدف و كمال بايستى سراغ رضايت او را بگيرى . اگر شايع شود كه هر چه وزير اين مملكت بخواهد ، همان خواهد شد آيا فورا ( ( 3118 ) ) گرد او گردان شوى صد مرده زود تا بريزد بر سرت احسان وجود يا اين كه از وزير فرار مىكنى و به كاخش نزديك نمىشوى ؟ تو كه مىدانى فرار از وزير هرگز ترا به استمداد و يارى از وزير موفق نخواهد ساخت . متأسفانه اين جملهء ( ما شاء الله كان « را تو بر عكس مىفهمى و به جاى آن كه با اين جمله به عبوديت وبارگاه معبود تحريك وتشويق شوى ، تنبلى وبدبختى را از آن نتيجه مىگيرى وقتى كه مىگويند : ( ( 3121 ) ) امر امر آن فلان خواجه است هين چيست ؟ يعنى با جز او كمتر نشين ( ( 3122 ) ) گرد خواجه گرد چون امر آن اوست كاو كشد دشمن رهاند جان دوست ( ( 3123 ) ) هر چه او خواهد همان يا بى يقين ياوه كم رو خدمت او برگزين آيا در مقابل احساس عظمت وسلطهء يك موجود بايد به او نزديك شد ، يا اين كه به خود تلقين كنيم كه چون حاكم مطلق او است ، نبايد به گرد او بگرديم ؟ آيات وروايات وجملات عظماى بشرى آن تفسير وتاويل خوبست كه ترا گرم كند و تحريك نمايد وترا اميدوار وچالاك بسازد و اگر ديدى كه جملهاى را طورى فهميدى كه ترا سست وبىحال وافسرده مىسازد ، بدان كه تو تاويل صحيح آن جمله را درك نكردهاى ، بلكه معناى واقعى آن را مبدل به مفهوم خيالى ساختهاى . تو چرا دور مىروى براى فهم معناى قرآن خود قرآن را در نظر بگير و از كسى معناى قرآن را طلب كن